You work hard for what you want and your wok and action is your bond , you need to respect people and treat them with dignity , even if you don’t agree with them…

 

 Revenge is a dish best served cold. Japanese proverb

 

"We have nothing to fear but fear itself"- Franklin D. Roosevelt

 

   + Passenger - ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٧

 

 امروز دوباره به بخش نوزادان (NICU) رفتم تا لباسهای باران را که کوچک شده برای بخش  ببرم  و چه احساس بد و ترسناکی بهم دست داد. جایی که دو ماه خانه دخترم بود و ما هر روز انجا بودیم ٬ حالا به مکانی غریب برایم تبدیل شده ! ....

   + Passenger - ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٧

 

این روزهای پاییزی زیبا دارند سریع می گذرندو باران کوچولوی ما رسما امروز سه هفته اش شده و اگرچه من دوست دارم این روزها سریع بگذرند تا دخترک عزیزم بزرگتر و قویتر شود ٬ ولی از طرف دیگه دوست دارم این روزهای نوزادیشو  دو دستی بچسبم ٬ و فکر میکنم چقدر دلم برای بوی این روزهاش دلم تنگ خواهد شد ...

این کوچولوی ما شبها فقط با صدای رادیو فردا خوابش می بره و نور زمینه آبی صفحه تلویزیون ٬ تا امشب یک هفته ای میشد که توی صندلی مخصوص نوزاد ( گلیدر) میخوابید ٬ و چون تلویزیون پایین هست یکی از ما باید همراه با اون روی سوفا میخوابید و یکی دو شب اخیر بجای سوفا روی زمین خوابیدم ٬ ولی امشب توی گلیدرش هم نمیخوابید و من برای اینکه آروم بشه روی پتوی خودم روی زمین گذاشتمش که فوری خوابید ٬ حالا من حتی همون پتوی روی زمین رو هم ندارم ٬ ولی خدا رو شکر که حداقل اون خوابیده !!!

کلی کار عقب افتاده دارم و باید چند تا مقاله رو تا هفته آینده تکمیل کنم باضافه کلی مریض و کارهای عقب افتاده دیگه و تازه نمیدونم از هفته بعدی که مامان اینجا نباشه باید چکار کنم ٬ هنوز نرفتند از حالا دلم براشون تنگ شده ! 

کلی کار من و حسن سخت میشه ٬ دست تنها با یک نوزاد کوچولوی حساس  که مراقبت ۲۴ ساعته نیاز داره و کار و دانشگاه و زندگی ...اگرچه میتونم از ۹ ماه مرخصی زایمان استفاده کنم  ولی کارمو اینقدر دوست دارم که حیفم میاد نرم ٬  ولی از همه مهمتر و هزاران مرتبه خدا رو شکر که سالم هستیم

 

 

   + Passenger - ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧

 

It’s Sunday and another rainy day and I’m sitting here with Baran next to me on her glidder chair, peacefully sleeping and mummy and hubby went to town to do some shopping. Today Baran is 15 days old according to her corrected age and everyday she is difference from previous day. Now she make more eye contacts and very awake and conscious about outside and her surroundings. She loves to cuddle her and now she wants us to move her around the house and she is watching everything with great attention!! She has a better routine recently, she sleeps through the night and wakes up every three hours for feeding and changing, thanks to infant wrap and radio Farda which means that one of us should sleep in sofa in living area downstairs as she likes to have some noise and light when she sleeps, therefore we put her in her carrier cot and turn on TV for Radio Farda all the night!

I fund that God blessed two of my close friends and they have babies now which is great news. I pray God bless all babies and keep them safe and sound for their mothers and families.

I start

   + Passenger - ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٧

 

   + Passenger - ٤:٤۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧

 

Mahatma Gandhi: ""First they ignore you, then they laugh at you, then they fight you, then you win".

   + Passenger - ۳:٤٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧