Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers متن هایی برای هیچ

 

متن هایی برای هیچ
“Promise Yourself


To be so strong that nothing
can disturb your peace of mind.
To talk health, happiness, and prosperity
to every person you meet.

To make all your friends feel
that there is something in them
To look at the sunny side of everything
and make your optimism come true.

To think only the best, to work only for the best,
and to expect only the best.
To be just as enthusiastic about the success of others
as you are about your own.

To forget the mistakes of the past
and press on to the greater achievements of the future.
To wear a cheerful countenance at all times
and give every living creature you meet a smile.

To give so much time to the improvement of yourself
that you have no time to criticize others.
To be too large for worry, too noble for anger, too strong for fear,
and too happy to permit the presence of trouble.

To think well of yourself and to proclaim this fact to the world,
not in loud words but great deeds.

 


To live in faith that the whole world is on your side
so long as you are true to the best that is in you.”


Christian D. Larson

...

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤ - Passenger

Manchester leads research ....

We are working in a new project to translate the research we were doing over the last 12 years to primary care and real world. 

 It is nearly 3 months since the start of the project and we already recruited around 300 patients. This work is a great example of team work, collaboration and partnership between academia, health funding bodies, industry, primary care optometrists, etc. and undoubtly  this wasn't possible without the strong support of admin team and full support of many individuals at various levels.  We hope the results of this work would make an impact and difference in the life of patients with diabetes in the long term. 

We've recieved lots of attention from media and many coverage for the project that some are listed below: 

- Manchester Evening News

- Daily Mail & Mail on Sunday 

CLAHRC Partnership Programme Primary Care Newsletter 

Optician 

Optometry Today 

-Heidelberg Engineering 

-  Primary Health Net 

Diabetes Research and Wellness Foundation 

  This is just a note to myself to remind me who lucky I am with the great support and exceptional individuals that I have the opportunity to work. I need to also to remind how challenging this work was and how many times I decided in my mind to leave it when finding it hard to deliever my points, ...  But remember first we shouldn't "Never, never , never Give up" and second  we shouldn't compromise for quality and excellence!! This should be the foundation of all our works, always !! Remember ...

 

 

 

 

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤ - Passenger

 

کتاب "جای خالی سلوچ" محمود دولت آبادی را ورق میزدم.

جایی از کتاب نوشته بود
"روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. 
روز و شب دارد، 
روشنی دارد، تاریکی دارد،
کم دارد، بیش دارد.
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده،
تمام می شود، بهار می آید"

دیدم گوشه ی همین صفحه نوشته ام

"از یک جایی به بعد،
حال آدم خوب نمی شود"...

حرفم را پس گرفتم، 
خط زدم جمله ی خودم را.
اصلأ همانی که دولت آبادی گفته...

از یک جایی به بعد،
آدم آرام می گیرد،
بزرگ می شود،
بالغ می شود،
پای تمام اشتباهاتش می ایستد،
سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد،
دنبال مقصر نمیگردد،
قبول می کند گذشته اش را،
انکار نمی کند آن را،
نادیده اش نمی گیرد،
حذفش نمی کند،
اجازه می دهد هرچه هست،
هرچه بوده در همان گذشته بماند،
حالا باید آینده را بسازد،
از نو،به نوعی دیگر.
یاد می گیرد زندگی یک موهبت است،
غنیمت است، نعمت است،
قدرش را بداند و ...

همه ی اینها را که فهمید 
یک آرامشی می آید می نشیند توی دلش،
توی روح و روانش.

اینجای زندگی همان جایی است که دولت آبادی گفته.
همان جایی که آرام است،
حال آدم خوب است؛ همان جاست.

اصلأ از یک جایی به بعد حال ادم خوب می شود.".......

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤ - Passenger

 

برای حذف آدمهای سمی اززندگیتان هرگزاحساس گناه وخجالت و پشیمانی نکنید…
فرقی نمیکند،از بستگانتان باشد یا عشقتان یا یک آشنای تازه…
مجبورنیستیدبرای کسیکه باعث رنج واحساس حقارت در شما میشود جایی باز کنید…
.
جدایی ها تلخند و ازار دهنده!
.
اما از دست دادن کسیکه قدر شما را نمیداند و به شمااحترام نمیگذارد
در حقیقت منفعت است نه خسارت…
هرگز سعی نکنید کسی را متوجه ارزشتان کنید…
اگر فردی قدر شما را نمیداند این یعنی لیاقت شما را ندارد
به خودتان احترام بگذارید و با کسانی باشید که واقعا برای شما ارزش قائلند…

 

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤ - Passenger

چرا زنان فمنیست میشوند؟؟

پروفسور تیم هانت

«بگذارید برایتان توضیح دهم که مشکلم با زنان چیست. وقتی در آزمایشگاه هستند سه اتفاق ممکن است بیافتد شما عاشقشان می شوید آنها عاشق شما می شوند و وقتی نقدشان می کنید گریه می کنند.»

هانت گفت, «که طرفدار آزمایشگاه های تک جنسیتی است ولی با این حال نمی خواهد مانع پیشرفت زنان بشود.» دانشمند ۷۲ ساله که نوبل فیزیولوژی- پزشکی را در سال ۲۰۰۱ برده است این نکات را در همایش علوم پایه و روزنامه نگاری علمی عنوان نمود.

نظر او توسط خانم کانی سنت لوییس دوباره بازنشر شد. خانم سنت لوییس که از برگزارکنندگان همایش مذکور از طرف دانشگاهی در لندن می باشد نوشت, «واقعا این برنده نوبل فکر می کند که ما هنوز در دوران ملکه ویکتوریا  زندگی میکنیم؟»

دیوید کلکون یک پروفسور بازنشسته داروشناسی دانشگاه کالج لندن می گوید, «کامنت هانت یک فاجعه برای پیشرفت زنان است.»

گفته های هانت توسط زنان دانشمند و محقق در توئیتر مورد نقد قرار گرفت. یکی از زنان که دوره فوق دکترایش را می گذراند در توئیتر نوشته است, «هربار که هانت نظر می دهد یک زن دیگر که در علوم پایه مشغول تحقیق و تحصیل است به فمینیسم علاقه مند می شود. هیچ وقت فکر کرده اید که چرا ما زنان فمنیست بیشماریم؟»

بیشتر در اینجا بخوانید

2

3

این خبرو ماه پیش که در بوستون بودم خوانده بودم و حاشیه های اولیه اش رو در راه برگشت. شخصا فکر میکنم پروفسور هانت فقط تجربه شخصیشو بیان کرده و شاید بصورت نادرست و تا حودی احمقانه بیان کرده حتی اگرچه در واقعیت ممکن است تا حدی درست باشد ولی نه فقط محدود به زنان... همین مشکل در مورد مردان هم وجود دارد ولی بصورتی دیگر.... ولی نکته قابل توجه عکس العمل  شدید جامعه اکادمیک بود که منجر به عذرخواهی و استعفای فوری این پروفسور برنده جایزه نوبل شد ... 

یکی از بهترین تفسیرها رو یک روزنامه آلمانی نوشته بود که نوشته اش را با این عبارت شروع کرده بود که: بار دیگر ثابت شد که نبوغ جای حماقت را نمی گیرد!!!

  برای من ولی این داستان نکات دیگری دارد. بعدا درباره اش مینویسم.

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤ - Passenger

keep on fightin...'

I can't believe what happen to me now
but I'm sure that U can put me down
I feel like a soldier with no place somehow
but I'm fightin' - fightin' - figtin' keep on fightin'

And if you follow me yeah U'll be brave
cuz we are winners here today again
we'll never loose we'll never be the same
cuz we'r fightin' - fightin' - figtin' keep on fightin'

Hold on, hold on we are gonna change the world
hold on, hold on we are gonna save all the world
hold on, hold on we are gonna change the world
cuz we'r fightin' - fightin' - figtin' keep on fightin'

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤ - Passenger

 

برای خودت دعا کن که آرام باشی.
وقتی طوفان می آید، تو همچنان آرام باشی تا طوفان از آرامش تو آرام بگیرد.
برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛
آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمان کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.
برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی….
ﺯﻧﺪﮔﻲﻫﻴﭻﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﻦبست نمیرسد. کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم. خدا که باشد، هرمعجزه ای ممکن میگردد
ایمان داشته باش که قشنگترین عشق,
نگاه مهربان خداوند به بندگانش است
زندگی را به او بسپار….
و مطمئن باش
که تا وقتی پشتت به خدا گرم است
تمام هراس های دنیا،
خنده دار است….

...

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤ - MT

 

 "Any fool can criticize, complain, and condemn--and most fools do. But it takes character and self-control to be understanding and forgiving." Dale Carnegie

 "Do something every day that you don't want to do; this is the golden rule for acquiring the habit of doing your duty without pain." Mark Twain

...

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ٢۸ فروردین ۱۳٩٤ - MT

 


زندگی کن حتی بی نشونه
فردا که شد از ما چی می مونه
زندگی کن
دنیا گاهی غرق دو راهیه
کی میدونه رسم دنیا چیه
زندگی کن....

...

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳ - Passenger

Love is the Law

So True, A Must Read ......

A Letter from God to Mankind: Love is the Law

“Look what you’ve done to this world! Do you like it? Did I give it like this?

 I’m the one who granted love, but you created hatred and envy;

 I gave you faith, but you invented religion to control the weak; I gave you the Law, but you used it to feed your ego.

I sent a messenger of peace and love but you humiliated and crucified him, and later you used Him as an excuse to kill your people on my behalf....

I granted the entire planet, this Garden of Eden with all its resources, but you invented money, politics, the corrupt economical systems and the hunger that came along.

I offered Universal Intelligence but you disconnected, you embraced the artificial one.

 I offered you the medicine to heal and you invented drugs to ruin yourself.

I created you perfect and beautiful, a whole being. Instead beauty standards were created to surgically cripple yourself.

I gave you the woman to bring tenderness, joy and light into your life. She is your other half, but you chained and kneeled her, you placed her lower than the man and decided about her life and death.

 I granted beautiful identities, each of you is unique. Instead you created racism. I granted freedom and free-well. You created slavery, dictatorship and capitalism..

I am that, I am! Love is the Law!”

Revolutions, Bogdan Ota

 

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ - Passenger

ﻗﺼﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ ....

وسیع باش
دلتنگ که شدی
منتظر نباش کسی دل گرفته ات را باز کند
بلند شو و قدمی بردار
دل کسی را شاد کن
دلت خود به خود باز می شود

قوی باش
و پیش از آنکه کسی را دوست داشته باشی
خودت را دوست داشته باش
تا همچنان باشی
در لحظه هایی که کسی برای تو نیست

صبور باش
زمان خیلی چیزها را حل خواهد کرد
گاهی مساله های به ظاهر بزرگ و پبچیده توانایی و هوش زیادی نمی خواهد
کمی زمان می خواهد تا آرام تر شوی و مساله را کوچک تر و ساده تر ببینی

و عاشق باش
برای آنکه دوستش داری دعا کن
بدون آنکه دلیلی برای دوست داشتنت بیابی
ببین چه احساس رضایتی پیدا خواهی کرد.

 

مدتهاست اینقدر در استرس کار و زندگی و شتاب روزها و لحظه ها بوده ام که فکر میکنم مفهوم زندگی را گم کرده ام و فراموش میکنم شکرگذاری برای هزاران نعمتات خداوندی.  دیگر از آن دختر شاد و با انرزی همیشگی اثری نیست ...  همیشه خسته - ناشاد و دل نگرانم به هزاران دلیل موثق برای خودم (!!) ولی میخواهم تغییر کنم. میخواهم آرامتر شوم و همه چیز را به خدا بسپارم.  این روزها با خودم در مورد خلقت جهان و هدف ما در زندگی فکر میکنم. اینکه صدها سال پیش از ما مردمانی میزیسته اند و حالا نیستند. و کارهایی بس عظیم انجام داده اند و حتی یادی هم از آنها نیست.  ما هم یک روزی نخواهیم بود ولی آیا عدم وجود ما اختلالی در کار جهان ایجاد میکند؟ البته که نه ... و آیا اینگه ما کار مهم و خارق العاده ای برای جهانیان  و یا حتی مردم شهر و کشورمان و یا حتی نزدیک ترین دوستان و اطرافیانمان انجام میدهیم ؟ باز هم جواب نه است.  این متن زیبا را در فیسبوک یکی از دوستان خوانده بودم :

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪ ﯼ ﺩﻧﺠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ﺧﻮﺩ
ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ.... ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ.
ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺷﺮ ﺷﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ... ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ
ﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭد
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ
ﯾﮏ ﺳﺮﺍﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد.………. زندگی کن
ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ .
ﻗﺼﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ ....
ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ .
ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ ....
ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ ....
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ....
ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ؛
ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ ....
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ...
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮتاهی....

و واقعا همینطور است: ﻗﺼﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ .... ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ

من میخواهم از امروز مراقبه کنم و رها باشم....

بشنوید.

 

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳ - Passenger

 

زندگی فردا نیست،
زندگی امروز است، زندگی قصه عشق است و امید،
صحنه ی غمها نیست.
به چه می اندیشی؟ نگرانی بیجاست،
عشق اینجا و تو اینجا و خدا هم اینجاست،
پای در راه گذار،
راهها منتظرند،
تا تو هر جا که بخواهی برسی،
پس رها باش و رها،
تا نماند قفسی....

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۳ - MT

Let it go....

The snow glows white on the mountain tonight,
not a footprint to be seen.
A kingdom of isolation and it looks like I'm the queen.
The wind is howling like this swirling storm inside.
Couldn't keep it in, Heaven knows I tried.
Don't let them in, don't let them see.
Be the good girl you always have to be.
Conceal, don't feel, don't let them know.
Well, now they know!

Let it go, let it go!
Can't hold it back any more.
Let it go, let it go!
Turn away and slam the door.
I don't care what they're going to say.
Let the storm rage on.
The cold never bothered me anyway.

It's funny how some distance,
makes everything seem small.
And the fears that once controlled me, can't get to me at all
It's time to see what I can do,
to test the limits and break through.
No right, no wrong, no rules for me.
I'm free!

Let it go, let it go.
I am one with the wind and sky.
Let it go, let it go.
You'll never see me cry.
Here I'll stand, and here I'll stay.
Let the storm rage on.

My power flurries through the air into the ground.
My soul is spiraling in frozen fractals all around
And one thought crystallizes like an icy blast
I'm never going back; the past is in the past!

Let it go, let it go.
And I'll rise like the break of dawn.
Let it go, let it go
That perfect girl is gone
Here I stand, in the light of day.

Let the storm rage on!
The cold never bothered me anyway...

این روزها هی به ذهنم میاد که let it go....

...

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳ - Passenger

 

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی

 

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳ - MT

 

Oh I can see the future 
Coming to you 
Cry away the sadness in your eyes 
And I can find a faith
in days I've wasted 
Been around enough to feel alive 
And when the world is broken, hot and colder 
No one ever knows the reason why 
For the ones we may become 
For the battles we have won 
For the day we reach the sun 
Gonna play it loud tonight 

When you dream of a dream 
And you live in the world 
Every hope is a hope 
For the best don't want you resting my bones 
And you're calling me now 
I will see you all the time 
Should be out there living the life 
And not just watching you 

Take me back 
Before we all explode 
Before we turn to stone 
Before the night has gone 
Take me back 
To where it all began 
To where our memories grow 
Before they take us over 

Tonight we gonna live for 
We gonna live for these days 
Tonight, tonight, remember 
remember these days 

What a day to believe 
To believe in the night 
What a day to belong, to a face in the crowd and the beat of your heart 
And I'm already here 
And you're working it out 
And you're holding us all 
In your hands, oh what you waiting for 

Take me back 
Before we lose control 
Before the tables turn 
Before we break it off 
Take me back 
To where it all began 
To where our memories grow 
Before they take us over 

Tonight we gonna live for 
We gonna live for these days 
Tonight, tonight, remember remember these days 

Oh I can see the future  
Oh oh oh oh 
Oh oh oh oh 
Oh oh oh oh 
These days 

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳ - Passenger

میکشد دلم پر به سوی تو ....

دل سپرده ام من به روی تو
در دل من است آرزوی تو
دل سپرده ام من به روی تو
در دل من است آرزوی تو
دل سپرده ام من به روی تو
در دل من است آرزوی تو

دل سپرده ام من به روی تو
دل سپرده ام من به روی تو
در دل من است آرزوی تو
وقت آینه باشدم اگر مینشاندم رو به روی تو
جان جان جان از همه جهان
میکشد دلم پر به سوی تو

دل به دل ز تو تا تو آمدم
قبله گاه من خاک کوی تو
دل به دل ز تو تا تو آمدم
قبله گاه من خاک کوی تو
منکه عاشقم مست و سرخوشم
جرعه میکشم من صبوی تو
گنج آرزو در دل منی
گنج آرزو در دل منی
در دلم کنم جست و جوی تو
در دلم کنم جست و جوی تو
جان جان جان از همه جهان
میکشد دلم پر به سوی تو

...

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳ - Passenger

عاشق شدم ....

عاشق شدم من در زندگانی
ترانه سرا : مهدی سهیلی
آهنگ ساز : انوشیروان روحانی


عاشق شدم من در زندگانی 
بر جان زد آتش عشق نهانی
جانم از این عشق بر لب رسیده
اشک نیازم بر رخ چکیده
یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را به سویی

زین عشق سوزان بی عقل و هوشم
می سوزم از عشق اما خموشم
ای گرمی جان هر جا که بودی بی ما نبودی
هر جا که رفتی من با تو بودم تنها نبودی
یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را به سویی

زین عشق سوزان بی عقل و هوشم
می سوزم از عشق اما خموشم
ای گرمی جان هر جا که بودی بی ما نبودی
هر جا که رفتی من با تو بودم تنها نبودی
یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را به سویی

عاشق شدم من در زندگانی 
بر جان زد آتش عشق نهانی
جانم از این عشق بر لب رسیده
اشک نیازم بر رخ چکیده
یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را به سویی
یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را به سویی
ما را به سویی ما را به سویی

...

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩۳ - MT

روایت انسان

آدم به زمین آمد این حادثه رویا نیست
این فرصت بی تکرار عشق است معما نیست

تا خواب حقیقت را صدگونه روایت کرد
هر قول سکوتش را تعبیر نهایت کرد

ما ساده ترین تفسیر از پیچ وخم عشقیم
با لذت حیرانی همراه غم عشقیم

آنان که در آیینه از هیچ نترسیدند
نادیده ترین ها را در آیینه ها دیدند

می شد سفر دنیا آسانتر از این باشد
آدم به هوس خو کرد تا خسته ترین باشد

در آتش پروانه پرواز نمی میرد
با بستن لب هرگز آواز نمی میرد

تاوان یقین را دوست بی مرگ نمی گیرد
مشتاق فنا اما با مرگ نمی میرد

خواننده : علیرضا قربانی
آهنگساز: فردین خلعتبری
شعر : افشین یداللهی

...

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۳ - Passenger

 

آدم در نهایت عادت می کند به "همیشه عابر بودن". سعی می کند که خیلی زیاد دل نبندد به ،چه می دانم ، اسبابُ بساط زندگی، کتاب ها و این قضایا. آنچه سخت است این وسط دل کندن از آدم هاست. دل بستن __ به قول آقایی __ آسان است و همگی نیاموخته بلدیم دل بستن را ،ولی کسی دل کندن را به ما یاد نداده ...

درخت ارغوان(نامه هایی از پراگ) __ پرویز دوائی "

×××

رنجشی نیست آدم‌ها همینند
خوبند ولی‌ فراموش کار
می‌آیند...می‌ مانند...می روند
مثل مسافران کاروان سرا
مثل ازدحام بی‌ انتهایِ یک خیابان
...
کسی‌ برایِ بودن
نیامده ... نمی‌‌آید

" نیکی فیروزکوهی "

×××

گاهی سرنوشت چنان خشن ضربه می زند که یک ذره خیال بافی برای نرم کردن آن کفایت می کند. جایی که زندگی خلاصه می شود در کارهای پوچ تکراری در دوازده ساعت کار بی وقفه بین همکارهای آدم آهنی...
شادی در همه چیز پنهان است باید موفق شویم بیرون اش بکشیم....

" ده فرزند هرگز نداشته ی خانم مینگ __ اریک امانوئل اشمیت

×××

احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا...
اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آنها کن. به دوستان و همه‌ء آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. 

" گابریل گارسیا مارکز "

 

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳ - Passenger

 

چیزهایی هست که نباید گفت، مگر برای دوستان، چیزهایی هست که نباید گفت حتی برای دوستان و بالاخره چیزهایی هست که نباید گفت ، حتی برای خویش...

" رویای آدم مضحک __ فیودور داستایفسکی

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳ - Passenger