اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب
کاندیشه زه روی مه حجابست حجاب
دل چون ما هست در دل اندیشه مدار
انداز تو اندیشه گری را در اب

 

Don't even think, just let yourself dream.
Thoughts are veils that hide the moon's bright face.
The heart's a moon, where thinking has no place.
Toss these thoughts away into the stream.

   + Passenger - ٤:٥٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٤

 

در کف هریک اگر شمعی بدی      اختلاف از گفتشان بیرون شدی

چشم حس همچون کف دست‌است و بس   نیست کف را بر همه او دست‌رس

چشم دریا دیگرست و کف دگر   کف بهل وز دیده دریا نگر

جنبش کف‌ها ز دریا روز و شب     کف همی بینی و دریا نی عجب

ما چو کشتی‌ها به هم برمی‌زنیم     تیره چشمیم و در آب روشنیم

ای تو در کشتی تن رفته به خواب        آب را دیدی نگر در آب آب

رومی

   + Passenger - ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٤

حکمت محض ....

حکمت محض است اگر لطف جهان آفرین

خاص کند بنده ای مصلحت عام را

دولت جاوید یافت هر که نکونام زیست

کز عقبش ذکر خیر زنده کند نام را

وصف ترا گر کنند ور نکنند اهل فضل

حاجت مشّاطه نیست روی دلارام را

در میان صفحات یکی از  کتابهام این شعر زیبا رو دیدم که نمیدونم چند سال پیش به یادگار نوشتم.   در جهان مدرن آکادمیک این دو سطر اول شعر حضرت سخن سعدی منو به یاد سیستم  citation و Google Scholar میندازه که : حکمت محض است اگر لطف جهان آفرین خاص کند بنده ای مصلحت عام را   ولی مهم این که : 

وصف ترا گر کنند ور نکنند اهل فضل  حاجت مشّاطه نیست روی دلارام را ... 

   + Passenger - ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ دی ۱۳٩٤

...Seriously interesting

Listen to this programme. It's seriously intersting !

Personally after many years in this island and proudly being British (!!), still I don't understand Britons ! In each meeting I listen hardly and try to understand the true meanings of conversations and the same for emails! But according to this programme, it seems even Americans and Austrilians have the same feeling and problem when they move to United Kingdom ! Seriously   "The British are too polite to be honest, whereas the Germans are too honest to be polite!"  and still I prefer to communicate in a direct way and be honest ! Maybe in the shortterm, you seem bossy or it hurts but prefer to hear the truth rather than lie ... But  we should be careful, otherwise we finish with more dislikes, as Britons don't like to speak openly but honestly who cares!!!  

It is intersting to learn also the meaning of "Irony" and "Sense of Humor" and " British Jokes" which I hardly find them funny! I always have trouble with these words ! In my dictionary "Sense of Humor" means being funny and not serious and you can't trust the outcome of a task in someone with "Great sense of Humor !!" and it seems Germans are agree too and it is not just my seriousness!  

   + Passenger - ٩:۳٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ دی ۱۳٩٤

 

از خاطرات عمر رفته ... 

این عکسهای کریسمس در کلن رو داشتم نگاه میکردم و یاد خاطرات خوبی که از سفر به کلن داشتم افتادم. هنوز منتظرم یک تعطیلات خانوادگی به کلن بریم. کلن منو همیشه به یاد فیلم "از کرخه تا راین" میندازه و بعد از این همه سال تا کلمه راین و کلن را میشنوم به یاد جانبازان شیمیایی و رنجی که کشیدند میافتم ....   اگرچه کلن خیلی خیلی شهر قشنگ و دوست داشتنی هست و من حاضرم هر سال به کلن برم  ولی بقیه شهرهای آلمان هم مثل درزدن -  راستوک - دوسلدروف - فرانکفورت- هامبورگ و مونیخ هم خیلی زیبا هستند . ولی بهترین خاطراتم از کلن و درزدن و راستوک است .  چرا؟ چون در هر کدوم از این شهرها با دوستان عزیزی بودم که خاطراتش یادگار مانده .. از شام به یاد ماندنی با ماریه در کلن  - تا پای سیب خوشمزه در درزدن بعد از گشتن شهر با اسب با دایلک و باران و اون هتل زیبا که صبحها با صدای ناقوس و اسبها بیدار میشدیم - و  مهمان نوازی فوق العاده گرم پروفسور هایدی در راستوک و اون رستوران زیبا در فانوس دریایی ...  کلا آلمان خیلی کشور دوست داشتنی است .  شهر دیگه ای که  هم خیلی دوست دارم ببینم هایدلبرگ هست ! شاید 2016 سال هایدلبرگ باشد ... 

پانوشت: کاشکی بعد از هر سفر خلاصه ای از سفرها بنویسیم  مثل سفرنامه ها  و نوشته های دکتر اسلامی ندوشن ...  

   + Passenger - ٤:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ دی ۱۳٩٤

چهره باران

امروز صبح موقع صبحانه داشتم نامه هایی که روز قبل پستچی آورده بود رو باز میکردم. یکی از این نامه ها از یکی از این چاریتهایی ( انجمنهای خیریه) بود که گاهگاهی کمک میکنم  و مثلا به مناسبت کریسمس نامه تشکر فرستاده بودند و یک کتابچه کوچک از فعالیتهای سال گذشته شان ... در همین حین باران داشت غرغر میکرد که من passion fruit دوست ندارم و دانه هاش سفت است و اینهایی که برایم صبحانه ام گذاشتی رو نمیخورم ....

داشتم همینطوری که کتابچه چاریتی رو میخوندم بهش گفتم بیا عکس این بچه ها رو ببین - توی سرما و برف ایستادند و هیچی ندارند و تو همش غرغر میکنی ( تازه خودمم تا همین چند سال بیش نمیدونستم passion fruit چیه !!) ...   اونم گفت بزار ببینم این بچه ها رو و از صفحه اول که گذشت قیافش عوض شد.  قیافه ای که هرگز ندیده بودم. در صورت یک بچه هفت ساله میشد ساده حالت خشم و عصبانیت رو دید. چند بار ورق زد و بعد آمد و گفت مامی باید به این دو تا کمک کنیم . بهش میگم فقط این دو تا نیستد و صدها هزار بچه دیگه هم هستند. بعد عکس دو تا بچه دیگه رو نشون میده و میگه برای چی دارند میخندند اگه هیچی ندارند... میگم : Because they need to be brave ....

باز چند دقیقه بعد میگه : 

Mummy, we do charity help at school too. Do you remember the movie night that you purchased the ticket for me but you didn't take me to movie, that was for charity !

 دوباره به کتابچه نگاه میکنه و همون حالت خشم و نفرت دوباره به چهره اش میاد  و بعد باز بعد از چند دقیقه میگه: 

We definetly definetly need to help these three...

این چهره باران رو هرگز فراموش نمیکنم ... 

 


بعد قراره امروز نامه به سانتا و دعای کریسمسمون رو بنویسه . بهش میگم بنویس : 

God, Please give us the power and wealth to be able to help others as much as we can ! Amen 

----

  • چند وقت پیش یک مقاله ای  می خوندم که کمکهایی که مردم به خیریه ها میکنند چگونه مصرف میشه و در حقیقت کمتر از 20% وقت صرف موضوع اصلی میشه ... و از اون وقت دیگه به اینگونه خیریه ها کمک هم نمیکنم . 

  • و اینکه جهان به کجا میرود ...

بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوى به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی


  • Human beings are members of a whole,
    In creation of one essence and soul.

    If one member is afflicted with pain,
    Other members uneasy will remain.

    If you have no sympathy for human pain,
    The name of human you cannot retain.

  • ----

  •  

   + Passenger - ۸:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ دی ۱۳٩٤

مسیر زندگی مثل یه روده که یعنی راهی جز رفتن نداری....

 

قبولش کن اگه حتی شکستی نگو هرگز امیدت میره از دست

تو میدونی بریو پر بگیری اگه شوق رهایی تو دلت هست

نگو هرگز امیدت میره از دست مبادا وقت رفتن کم بیاری

مسیر زندگی مثل یه روده که یعنی راهی جز رفتن نداری

برو تا آخر دنیا سفر کن سفر کن تا دلت آروم بگیره

سفر مثل یه مرهم دلنشینه نزار حسش توی قلبت بمیره

 

مسیر زندگی مثل یه روده که آخر دل به دریا مسپاره

اگه بالاو پایین داره اما تهش حس رسیدن موندگاره

نگو هرگز امیدت میره از دست مبادا وقت رفتن کم بیاری

 

مسیر زندگی مثل یه روده که یعنی راهی جز رفتن نداری

 

 

 

 

 

 

   + Passenger - ٩:۱٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٤

 

  Dare to express your ideas without fearing ridicule. This is what the planetary configuration has to say to you today. This is exactly what you like because fear of ridicule is generally your Achilles' heel. The challenge for you today is to say what you think clearly without referring to or borrowing the ideas of others. Dare to do it!

 

   + Passenger - ۸:٤٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٤

 

“Never be afraid to raise your voice for honesty and truth and compassion against injustice and lying and greed. If people all over the world...would do this, it would change the earth.” - William Faulkner

 

Watch this video: It's amazing !

 

"I freed a thousand slaves, I could have freed a thousand more if only they knew they were slaves".  (Harriet Tubman Civil Rights Activist (1822- 1913))

 

 

   + Passenger - ۸:٢٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٤

 

Forever May God bless and keep you always May your wishes all come true May you always do for others And let others do for you May you build a ladder to the stars And climb on every rung May you stay forever young Forever young, forever young May you stay forever young. May you grow up to be righteous May you grow up to be true May you always know the truth And see the lights surrounding you May you always be courageous Stand upright and be strong May you stay forever young Forever young, forever young May you stay forever young. May your hands always be busy May your feet always be swift May you have a strong foundation When the winds of changes shift May your heart always be joyful And may your song always be sung May you stay forever young Forever young, forever young May you stay forever young. Submit Corrections

   + Passenger - ۸:۳٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٤

از این روزهای پر هیاهو

1- خواندن خبرهایی مثل اینه که روزت رو میسازه و اشک به چشمات میاره و بزرگی و سخاوت روح این فرشتگان زمینی رو تحسین میکنی و از طرفی ته دلت فکر میکنی اگه اینها هم انسانند پس ما چی هستیم؟ آرزو میکنی آیا میشه روزی تو هم به این درجه از معنویت و آزادی برسی که بتونی به همنوعانت خدمت کنی فارغ از همه مادیات و خودخواهیها ! که عبادت جز خدمت به خلق نیست !

چند وقت پیش یک قسمت از TED کیش رو گوش میکردم با سخنرانی خانم سعیده قدس. حتما گوش کنید. درسهای زندگی است که انسان در هیچ مدرسه ای یاد نمیگیره...

2- دیروز قرار بود یک خانمی رو ملاقات کنیم.  قبل از رسیدن سر قرارمون  باران میگه :

Mummy, Please be cool and just listen! You always say to people" Well Done! That's Great! when even they should try harder. Stop saying that... OK? When you see that woman, just say : Ok, that's fine! Don't encourage them when they are not good !

Me: What???  تعجبتعجب

Baran: You heard what I said. Don't say, Well Done! That's great... It is not!

3-
من رؤیایی دارم، رؤیای آزادی
رؤیای یک رقصه بی وقفه از شادی

من رؤیایی دارم، از جنسِ بیداری
رؤیای تسکینِ این دردِ تکراری

4 - من عاشق خوندن زندگینامه هستم. چند وقت هست کنار تختم کتاب زندگینامه لرد دیوید آلیانس به نام بازار هست که میخوام بخونم - اگرچه هنوز فرصت نکردم ولی این چتد جمله نغز از ایشون به یادگار بنویسم:

.......

5 - اینم یک کتاب جالب و خواندنی دیگه : Rumi: Bridge to the Soul نوصیه میشه حتما بخونید و لذت ببرید

اینقدر کتاب چاپی و الکترونیکی و کیندل و  مجله نخونده که پست آورده  دارم که فکر کنم تا چندین سال دیگه کتاب لازم ندارم . ولی باز تا یک کتاب جالب میبینم میخرم شاید قحطی بشه ! این آمازون هم کلی زندگی رو سختتر میکنه چون با فشار یک دکمه کتابها رو سفارش میدی !   به اضافه سه تا کتاب صوتی هر کدوم بین 10-14 ساعته دارم که نمیدونم کی فرصت میشه بشنوم و بخونم و بیاموزم .... شاید در دوران بازنشستگی !  یک خونه جدید هم با یک کتابخونه بزرگ لازم دارم چون خیلی هم به کتابهام احساس مالکیت دارم و اصلا حاضر نیستم حتی بعد از خوندنشون به کس دیگه بدمشون و بقول معروف علم و دانایی رو گسترش بدم و کمی سخاوت داشته باشم.  این هم خودش نوعی اعتیاد و بیماری هست ! 

   حالا باران از من بدتر شده ... یک کتابخونه با بیش از 50-60 تا کتاب داره و مدام میاد میگه:

Mummy, I am bored.. I don't have anything to read!

و البته خدا رو شکر و  ما خیلی خوشحالیم که اینقدر از خوندن لذت میبره . در اوایل هفت سالگی سن خوندنش حدود سن 9-10 سالگی هست. امیدوارم همینطوری این اشتیاق و علاقه رو حفظ کنه !  و  البته کار مورد علاقه دیگش بازی کردن با لگو  هست. 

 

بعدا وقت کنم قسمتهای بعدی رو مینویسم. الان برگردیم سر درس و مشقمون که خیلی خیلی عقبم !!!!‌

   + Passenger - ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٤

Invictus

Out of the night that covers me,
Black as the pit from pole to pole,
I thank whatever gods may be
For my unconquerable soul.
In the fell clutch of circumstance
I have not winced nor cried aloud
Under the bludgeonings of chance
My head is bloody, but unbowed.
Beyond this place of wrath and tears
Looms but the Horror of the shade,
And yet the menace of the years
Finds and shall find me unafraid.
It matters not how strait the gate,
How charged with punishments the scroll,
I am the master of my fate :
I am the captain of my soul.
by William Ernest Henley

   + Passenger - ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٤

 

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب

باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند

چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور

حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار

تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخو

   + Passenger - ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٩ آذر ۱۳٩٤

من رویایی دارم که غیر ممکن نیست...

♫♫♫

من رویایی دارم رویای آزادی

رویای یک رقص بی وقفه از شادی

 

من رویایی دارم از جنس بیداری

رویای تسکینِ این درد تکراری

درد جهانی که از عشق تهی می شه

درد درختی که می خشکه از ریشه

♫♫♫

 

من رویایی دارم رویای رنگارنگ

رویای دنیایی سبز و بدون جنگ

من رویایی دارم که غیر ممکن نیست

دنیایی که پاکه از تابلوهای  ایست

دنیایی که بمب و موشک نمی سازه

موشک روی خواب کودک نمی ندازه

 

 من رویایی دارم ....

 

   + Passenger - ۸:۱٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۸ آذر ۱۳٩٤

Even In The Struggle....

Just to remind myself at these hard and dark days of my life.... Keep my Faith, Trust in God and Be Strong ! There should some lights at the end of tunnel ! 

"Even in the struggle, you are loved.

You are being loved not in spite of the hardship, but through it.

The thing you see as wrenching, intolerable, life’s attack on you, is an expression of love.

 There is the part of us that fears and protects and defends and expects,

and has a story of the way it’s supposed to turn out.

That part clenches in fear, feels abandoned and cursed.

 

There is another part, resting at the floor of the well within, that understands:

this is how I am being graced, called, refined, by fire.
 

The secret is, it’s all love.

It’s all doorways to truth.

It’s all opportunity to merge with what is.
 

Most of us don’t step through the doorframe.

We stay on the known side.

We fight the door, we fight the frame, we scream and hang on.
 

On the other side, you are one with the earth, like the mountain.

You hum with life, like the moss.

On the other side, you are more beautiful:

wholeness in your bones, wisdom in your gaze,

the sage-self and the surrendered heart alive."

- Tara Sophia

 

 

 

   + Passenger - ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ آذر ۱۳٩٤

 

“I'm sorry, but I don't want to be an emperor. That's not my business. I don't want to rule or conquer anyone.

I should like to help everyone if possible; Jew, Gentile, black man, white. We all want to help one another. Human beings are like that.

We want to live by each other's happiness, not by each other's misery. We don't want to hate and despise one another. In this world there is room for everyone, and the good earth is rich and can provide for everyone. The way of life can be free and beautiful, but we have lost the way. Greed has poisoned men's souls, has barricaded the world with hate, has goose-stepped us into misery and bloodshed.

We have developed speed, but we have shut ourselves in. Machinery that gives abundance has left us in want. Our knowledge has made us cynical; our cleverness, hard and unkind. We think too much and feel too little.

More than machinery, we need humanity. More than cleverness, we need kindness and gentleness. Without these qualities, life will be violent and all will be lost. The airplane and the radio have brought us closer together. The very nature of these inventions cries out for the goodness in men; cries out for universal brotherhood; for the unity of us all. Even now my voice is reaching millions throughout the world, millions of despairing men, women, and little children, victims of a system that makes men torture and imprison innocent people.

To those who can hear me, I say, do not despair. The misery that is now upon us is but the passing of greed, the bitterness of men who fear the way of human progress.

The hate of men will pass, and dictators die, and the power they took from the people will return to the people. And so long as men die, liberty will never perish. Soldiers!

Don't give yourselves to brutes, men who despise you, enslave you; who regiment your lives, tell you what to do, what to think and what to feel! Who drill you, diet you, treat you like cattle, use you as cannon fodder.

Don't give yourselves to these unnatural men - machine men with machine minds and machine hearts! You are not machines, you are not cattle, you are men! You have the love of humanity in your hearts! You don't hate! Only the unloved hate; the unloved and the unnatural. Soldiers!

Don't fight for slavery! Fight for liberty!

In the seventeenth chapter of St. Luke, it is written that the kingdom of God is within man, not one man nor a group of men, but in all men! In you! You, the people, have the power, the power to create machines, the power to create happiness! You, the people, have the power to make this life free and beautiful, to make this life a wonderful adventure. Then in the name of democracy, let us use that power.

Let us all unite. Let us fight for a new world, a decent world that will give men a chance to work, that will give youth a future and old age a security. By the promise of these things, brutes have risen to power. But they lie! They do not fulfill that promise. They never will!

Dictators free themselves but they enslave the people. Now let us fight to fulfill that promise.

Let us fight to free the world! To do away with national barriers! To do away with greed, with hate and intolerance! Let us fight for a world of reason, a world where science and progress will lead to all men's happiness. Soldiers, in the name of democracy, let us all unite!” 


― Charles Chaplin

   + Passenger - ۳:٢۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٤

 

لبخند بزن!
بدون انتظار پاسخی از دنیا ،
بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند ،
با تمام سازهایت می رقصد.


چارلی چاپلین

 

گاهی هیچ چیزی برای از دست دادن ندارم ،

لم میدهم و به بدبختیهایم لبخند میزنم...

مردم فکر میکنند هیچ مشکلی ندارم ، اما زندگی بدون مشکل فقط یک خواب است...

آدم هم نمی تواند همیشه بخوابد!

چارلی چاپلین

 

“Nothing is permanent in this wicked world, not even our troubles.” 
― Charles Chaplin

   + Passenger - ۳:٠٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٤

 

I get up, I get down
All my world turns around
Who is right? Who is wrong?
I don't know
Although times
I move so slow

Listen

   + Passenger - ٦:٠٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٤

words of wisdom

''Friend Of Convenience 
Someone who treats you only as a "friend" when it is convenient for them. The type of friend who will want to hang out with you when they are bored and have nothing else to do and have nobody else to hang out with. But, as soon as another opportunity arrives they will leave and not talk to you until they need you again. Typically a very self-centered type of person who only truly cares about themselves.

   + Passenger - ۳:۳٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٤

 

I will never forget. This meant the world to me !!! 

   + Passenger - ۳:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٤
← صفحه بعد